با کاروان سبا در ترکیه – شهر باستانی آسپندوس و آمفی‌تئاترش

aspendos amfi theater

“برمبنای اسطوره‌های محلی آنتالیا سلطان بلقیس زمانی که به قصد ملاقات با سلیمان نبی در حرکت بود از دروازه هادریان عبور کرده و روز بسیار خوبی همراه با تفریح و سرگرمی را در کاخی در آسپندوس سپری کرده است.”

ما هم پس از گذر از دروازه هادریان و مشاهده زیبایی‌ها و جذابیت‌های آن مسیر خود را با کاروان سبا ادامه می‌دهیم و سری به شهر باستانی و زیبای آسپندوس می زنیم.

شهر باستانی آسپندوس و آمفی‌تئاترش

تمام آوازه شهر باستانی آسپندوس که دیرزمانی ازجمله شهرهای پامفیلیا بوده است و در ۴۰ کیلومتری آنتالیا قرار دارد از آمفی‌تئاتر فوق‌العاده آن که شاهکار زنون (معمار یونانی) و هدیه‌ای به امپراتوری و خدایان رومی بوده است بر می‌آید.

    این آمفی‌تئاتر به‌صورت نیم‌دایره با قطر ۹۶متر و ظرفیت ۱۵هزار نفر در سال ۱۵۵ میلادی و در زمان حاکمیت مارکوس اورلیوس ساخته شده و در دوره‌های مختلف توسط سلجوقیان که آن را به‌عنوان کاروانسرا مورد استفاده قرار می‌دادند بازسازی شده است. در قرن سیزدهم استیج آمفی‌تئاتر توسط سلجوقیان روم به کاخ تبدیل شد. آنچه این تئاتر را باشکوه می‌کند ارتفاء حدود ۹۶متری آن است که هر گردشگری را محو عظمت و بزرگی آن می‌کند. این تئاتر هنوز هم بر استحکام خود پابرجاست و هرساله میزبان فستیوال بین‌المللی اپرا و باله و دیگر جشنواره‌ها و برنامه‌های متعدد موسیقی و تئاتر است.

 

آسپندوس آنتالیا
آسپندوس آنتالیا

 

    در اینجا مناسب می‌بینم داستانی تاریخی پیرامون ماجرای ساخت این اثر فوق‌العاده برگرفته از وبسایت antalia.org بیان کنم و شرح دیگر ویژگی‌ها و جذابیت‌های بی حد و مرز این شاهکار زیبا را به راهنمایان حرفه‌ای گردشگران در تورهای ترکیه بسپارم:

“روزی روزگاری پادشاه آسپندوس مسابقه‌ای برگزار کرد تا مشخص کند که چه‌کسی می‌تواند بزرگ‌ترین خدمت را به شهر خود کند. جایزه‌ی فوق‌العاده‌ی این مسابقه ازدواج با دختر زیبا و جذاب پادشاه بود. هنرمندان و متفکران شهر تا خبر این مسابقه را خصوصاً با آن جایزه منحصربه‌فرد شنیدند بی‌درنگ و حریصانه دست به کار شدند و هرکسی به خلق نقشی از هنر و معماری دست زد و تا توان داشتند از دانش و اندیشه خود به میان گذاشتند تا شاید بتوانند اینبار نه دل عروس بلکه دل پدر عروس را به دست آورند و جواب بله را از او بگیرند.

در میان این رقابت سنگین و نفس‌گیر دو کاندید با نظارت و انتخاب دقیق پادشاه به مرحله‌ی نهایی راه یافتند. کاندید اول آب را از فاصله‌ای بسیار دور به شهر کشانده بود و رودخانه‌ای در آن‌جا جاری ساخته بود و کاندید دوم یک تئاتر ساخته بود. زمانی که پادشاه بسیار مغرورانه و تاحدودی قاطع به انتخاب کاندید اول (که رودخانه ساخته بود) به قصد نگاهی دوباره به تئاتر و اتخاذ تصمیمی آگاهانه‌تر در طبقه بالای آمفی‌تئاتر قدم می‌زد، صدایی عمیق به گوشش رسید که مکرراً تکرار می‌کرد: «دختر پادشاه باید مال من باشد». پادشاه شگفت‌زده به دنبال صدا این طرف و آن طرف می‌دوید اما منبع صدا را پیدا نمی‌کرد تا زمانی که نگاهی به روی سن (صحنه‌ی اجرای تئاتر) انداخت و معمار آمفی‌تئاتر را دید که شاداب از انعکاس دا در شاهکاری که خود خلق کرده بود بدون توجه به حضور پادشاه جملات را تکرار می‌کرد. اینچنین بود که اهمیت این مکان را به پادشاه نشان داد و «بله» را هم از پادشاه و هم از دخترش گرفت.”

به میمنت این اتفاق شاد سفرمان را در آنتالیا با شادی و تفریحات گوناگون ادامه خواهیم داد.

با تورهای گردشگران همراه باشید.

شهر آسپندوس
شهر آسپندوس

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *